ارشیا جونمارشیا جونم، تا این لحظه: 17 سال و 12 روز سن داره

ارشیا عشق کوچولوی منو بابایی

عشق من ...یک سالگیت مبارک!

1389/9/24 10:52
نویسنده : مامان سمیه
191 بازدید
اشتراک گذاری

واااای اصلا باورم نمیشه از به دنیا اومدنت یه سال گذشته

انگار همین دیروز بود رفتیم بیمارستان و تو به دنیا اومدی...

تو این یه سال روزای خوبم داشتیم و روزای سختم داشتیم..ولی انصافا روزای خوبش بیشتر بود

niniweblog.com

...به جز سه شب اولی که به دنیا اومدی که شب تا صبح بیدار بودی و گریه میکردی دیگه یادم نمیاد بیدار مونده باشی و اذیت کنی..البته شبی 2 - 3 بار بیدار میشی و شیر میخوری و دوباره میخوابی...

هربار که بردمت و واکسن زدی اصلا اذیتمون نکردی ...اصلا انگار نه انگار که واکسن نوش جان کردی.

واسه اولین دندونت که دراوردی یه هفته مریض شدی...خیلی اذیت شدی و اذیت کردی..قربونت برم...ولی واسه دندونای بعدیت اصلاااالبخند

خلاصه که تا اینجا پسر خوبی بودی باید قول بدی بعد از اینم باشیمشغول تلفن

قول؟؟؟؟؟؟؟

راستی بذار از تولدت بگم. داشت یادم میرفت

واست با کمک بابایی یه جشن خوب گرفتیم با کلی مهمون...البته یه جشن زنونه بود و مهمونا هم  همشون دوستام بودنمژه

ولی تو اصلا همکاری نکردی و از اول تا آخر گریه کردی! گریهبهت حق میدم چون ما هممون از صبح حسابی درگیر کارای تولدت بودیم و وقت نکردم بهت برسم و بخوابونمت...واسه همین وقتی مهمونا اومدن خوابت میومد و کلافه بودی...

ولی عوضش جشن تولدت تا دلت بخواد خوب بود

            niniweblog.com

 

اینم چندتا عکس از یه سالگیت

اینم هدیه تولدته که مامانجون بهت داده...نمیدونم چرا رو صندلیش نمیشینی و اصرار داری اون پشت واستی و ما راهت ببریم دور خونه...مثل یوزارسیف!!!

عافیت باشه!

نمیدونم چرا جدیدا علاقه شدیدی پیدا کردی که روی میز بشینی...ما هم شیشه روی میزو برداشتیم که خطرناک نباشه و راحت بتونی بشینی!!!

آخه این چه وضعشه؟!؟!؟

 

این عکسم ازت گرفتیم و فرستادیم واسه برنامه دکتر کپی.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)