عشق من ...یک سالگیت مبارک!
واااای اصلا باورم نمیشه از به دنیا اومدنت یه سال گذشته
انگار همین دیروز بود رفتیم بیمارستان و تو به دنیا اومدی...
تو این یه سال روزای خوبم داشتیم و روزای سختم داشتیم..ولی انصافا روزای خوبش بیشتر بود
.gif)
...به جز سه شب اولی که به دنیا اومدی که شب تا صبح بیدار بودی و گریه میکردی دیگه یادم نمیاد بیدار مونده باشی و اذیت کنی..البته شبی 2 - 3 بار بیدار میشی و شیر میخوری و دوباره میخوابی...
هربار که بردمت و واکسن زدی اصلا اذیتمون نکردی ...اصلا انگار نه انگار که واکسن نوش جان کردی.
واسه اولین دندونت که دراوردی یه هفته مریض شدی...خیلی اذیت شدی و اذیت کردی..قربونت برم...ولی واسه دندونای بعدیت اصلاااا
خلاصه که تا اینجا پسر خوبی بودی باید قول بدی بعد از اینم باشی
قول؟؟؟؟؟؟؟
راستی بذار از تولدت بگم. داشت یادم میرفت
واست با کمک بابایی یه جشن خوب گرفتیم با کلی مهمون...البته یه جشن زنونه بود و مهمونا هم همشون دوستام بودن
ولی تو اصلا همکاری نکردی و از اول تا آخر گریه کردی!
بهت حق میدم چون ما هممون از صبح حسابی درگیر کارای تولدت بودیم و وقت نکردم بهت برسم و بخوابونمت...واسه همین وقتی مهمونا اومدن خوابت میومد و کلافه بودی...
ولی عوضش جشن تولدت تا دلت بخواد خوب بود
.gif)
اینم چندتا عکس از یه سالگیت




اینم هدیه تولدته که مامانجون بهت داده...نمیدونم چرا رو صندلیش نمیشینی و اصرار داری اون پشت واستی و ما راهت ببریم دور خونه...مثل یوزارسیف!!!




عافیت باشه!
نمیدونم چرا جدیدا علاقه شدیدی پیدا کردی که روی میز بشینی...ما هم شیشه روی میزو برداشتیم که خطرناک نباشه و راحت بتونی بشینی!!!

آخه این چه وضعشه؟!؟!؟

این عکسم ازت گرفتیم و فرستادیم واسه برنامه دکتر کپی.


عشق من ...یک سالگیت مبارک!
